راه كمال پيمود -- راهبي بهنام گن - ئه بود كه نه تنها توانست آن آيين را به پيروان فرقههاي تندائي و رينزائي تعليم دهد، بلكه كساني از درباريان را نيز آموزش داد. يكي ديگر از معلمان بزرگ مذهب رينزائي (از شعبات ذن) سُسِكي بود، ولي بيشتر آموزشهايش -- اگرنه همهٴ آن -- بودايي بود. بايد از راهبان ديگر اين عصر هم يادي كرد، ولي گن - ئه و سُسِكي كاملاً معرف آناند. همچنين بايد از يوشيدا كنكو نام برد كه داراي اعتبار ادبي بود. كتاب او به نام تسوره- زوره- گوسا مجموعه مقالاتي است در باب آيينهاي بودايي و كنفوسيوسي، كه نه تنها براي معاصرانش (او در 1350 درگذشت)، بلكه براي نسلهاي بعدي نيز دلچسب بود. او مظهر درخشان علوم انساني ژاپن در عصر خويش بود.
ه . زمينهٴ فلسفي و فرهنگي
1. تعريف. همچنانكه از عنوان مطلب برميآيد، اين فقره نه تنها از فلسفه، بلكه از برخي تلاشها بحث ميكند كه داراي جنبهٴ خيلي فني نيستند و از اينرو، نميتوان آنها را در بندهاي بعدي كه به علوم خاص اختصاص دارند، گنجاند؛ با اين همه، در فضاي ذهني اين عصر گهگاه تأثير ژرفي داشتهاند. از فعاليتهاي اقتصادي و هنري يكسره چشمپوشي شده است، نه بدان سبب كه ارزش آنها را درنيافتهايم، بلكه از آن رو كه در كتابهاي ديگر به خوبي از آنها بحث شده است و در همين وضع هم زمينهٴ كارما خيلي گسترده و بغرنج است.
از اين گذشته، عنوان مطلب نشان ميدهد كه قصد ندارم تاريخ فلسفه (يا الاهيات) بنويسم، بلكه تنها ((زمينهٴ فلسفي و فرهنگي)) را توصيف ميكنم. البته اين كار بسيار پسنديده است، ولي اگر هم چنين نبود، نميشد از آن چشم پوشيد، چون بسياري از دانشمندان در وهلهٴ اول فيلسوف بودهاند. از اين رو، سخن گفتن از علم بدون بحث از فلسفه و الاهيات ناممكن است.
از آنجا كه فلسفه از الاهيات جداييناپذير بود، گزارش براساس دستگاههاي كلامي تقسيم شده (يهودي، مسيحي، اسلامي و غيره) و تعدد شخصيتها، تقسيمهاي فرعي را براساس مناطق جغرافيايي يا ملّي ضروري ساخته است. اين امري بديهي است، چون هر منطقهاي معرف محيطي ذهني است كه قدري تابع شرايط نژادي، قدري تابع شرايط جغرافيايي و تا حدي تابع شرايط ديني و فلسفي است. با اين همه، نوع ديگري ردهبندي هم مناسب ميبود، چون مقولات مختلف فلسفهٴ سدههاي ميانه مرزهاي نژادي، ملي و حتي ديني را در نورديده بود. مثلاً نزاع بين نامگرايان و واقعگرايان ابداً منحصر به فلسفهٴ مسيحيت نبود؛ يا بينش دايرةالمعارفي يا عرفاني اختصاص به نژاد يا ملت ويژهاي نداشت. ازاينرو، بررسي برخي ملاحظات و مجادلات عمدهٴ فلسفي، پيش از پرداختن به توصيف زمينهٴ فرهنگي گروههاي عمدهٴ انساني، سودمند خواهد بود.
برخي از مسايل فنيتر، كه مورد بحث فيلسوفان قرار گرفته، به فصول ديگر مربوط به بحث